موعظه خوشا به حالها – بخش دوم
English version: The Beatitudes – Blessed Are The Poor In Spirithttps://english.biblebasedhope.com/the-beatitudes-blessed-are-the-poor-in-spirit/
این دومین مطلب از مجموعه مطالب مربوط به «موعظههای خوشا به حال ها » است. بخشی که در متی ۵–۱۲:۳ آمده و در آن، عیسی مسیح هشت ویژگی را توصیف میکند که باید در زندگی هر کسی که ادعای پیروی از او را دارد، دیده شود.
عیسی مسیح موعظه بالای کوه را با این جمله چشمگیر آغاز میکند: «خوشا به حال فقیران در روح، زیرا پادشاهی آسمان از آنِ ایشان است» (متی ۳:۵). «فقر در روح» پایهایترین ویژگی است. در حالی که جهان کسانی را ارج مینهد که از نظر روحی قویاند، کتابمقدس مؤمنان را فرا میخواند تا فقر در روح را نشان دهند. این یعنی زندگی برخلاف فرهنگ غالب!
ما باید بفهمیم که «فقر در روح» به معنای فردی ضعیفالنفس یا ضعیف در ایمان نیست، و نه به معنای این است که کسی دائم بگوید: «من هیچی نیستم». برعکس، یعنی این باور و اعتراف که: «خدایا، من هیچ منبع روحانیای برای رسیدن به استاندارد تو ندارم. من توان زندگیای که تو مرا به آن دعوت کردهای را ندارم! من برای هر چیز به تو نیاز دارم. من کاملاً به تو وابستهام. بدون تو، از نظر روحانی کاملاً ورشکستهام!»
واژه یونانیای که به «فقیر» ترجمه شده، برای توصیف کسی به کار میرفت که هیچ منبع مادیای نداشت و در نتیجه، کاملاً به دیگران برای زنده ماندن وابسته بود (لوقا ۱۶–۲۰:۱۹ را ببینید). تصویر، تصویر یک گداست که خم شده، صورتش را به زمین نزدیک کرده، سرش را پوشانده، حتی از نگاه کردن رو به بالا شرم دارد و فقط دستش را دراز کرده برای کمک.
اما در متی ۳:۵، چون عیسی عبارت «در روح» را به واژه «فقیر» اضافه میکند، روشن است که او درباره فقر مادی سخن نمیگوید. بلکه بیشتر به فقر روحانی اشاره دارد (مکاشفه ۳–۱۸:۱۷ را ببینید). یعنی تهیبودن روحانی. چه ثروتمند و چه فقیر، هر دو گناه کردهاند. هیچکدام منابع لازم برای زندگی مورد قبول خدا را ندارند. هر دو باید این حقیقت را درک کرده و به سوی عیسی بازگردند، کسی که تنها او میتواند آنچه را برای زندگی خداپسندانه لازم است، به ایشان عطا کند. این یعنی فقر در روح!
بهترین نمونه از اینکه فقط «فقیران در روح» هستند که وارد پادشاهی آسمان میشوند، در مثل فریسی و باجگیر که عیسی در لوقا ۱۸–۱۴:۹ تعلیم داد، دیده میشود. فریسیِ خود برتر پنداری در آن مَثَل، آنقدر از دستاوردهای روحانیاش پر شده بود که کاملاً نابینا بود نسبت به نیازش برای آمرزش گناهان.
در مقابل، باجگیر چیزی جز گناهانش در برابر خدای قدوس نمیدید و در نتیجه، به سینهاش میکوبید و فریاد میزد:
«خدایا، بر من گناهکار رحم کن!» (لوقا ۱۳:۱۸). این، تصویرِ یک گدای روحانی است یعنی توصیف دیگری از «فقیران در روح». جای تعجب نیست که او بود که آمرزیده به خانه رفت، نه فریسیای که بهخاطر غرورش، تهیدستی روحانی خود را ندید.
تا زمانی که فکر کنیم خودمان چیزی داریم که بتوانیم با آن از نظر روحانی در برابر خدا درست باشیم، هیچگاه به عیسی برای بخشش گناهانمان رجوع نخواهیم کرد. و این یعنی هرگز حیات جاودان را دریافت نخواهیم کرد و هرگز نمیتوانیم وارد پادشاهی خدا شویم. اما وقتی با فیض خدا میتوانیم خود را از نظر روحانی تهی ببینیم، آنگاه فقط و
فقط به مسیح روی میآوریم برای آمرزش گناهان. و در نتیجه، حیات جاودان را دریافت خواهیم کرد و وارد پادشاهی خدا خواهیم شد.
با این حال، نگرش «فقر در روح» تنها به لحظه ایمانآوردن ختم نمیشود. ما باید همواره به یاد داشته باشیم که حتی پس از نجات نیز، نمیتوانیم با توان خودمان زندگی مسیحی را بهدرستی پیش ببریم. ما ذاتاً آنچه برای خشنود ساختن خدا لازم است را نداریم. بنابراین، باید همواره به خدا وابسته باشیم و با فریاد دعا از او بخواهیم تا با قدرت روحالقدس که در ما ساکن است، ما را یاری دهد تا همانگونه که او ما را فراخوانده، زندگی کنیم.
متأسفانه ما اغلب در این زمینه شکست میخوریم. ما شبیه کودکی هستیم که دوچرخه سواری را با چرخهای کمکی شروع میکند، و وقتی کمی یاد گرفت، چرخهای کمکی را برمیدارند و خودش بهتنهایی دوچرخهسواری میکند.
اگرچه این را با صدای بلند نمیگوییم، اما اغلب در زندگی روحانیمان همین کار را میکنیم: با اتکای به خودمان جلو میرویم، زمین میخوریم و بعد تازه به خدا تکیه میکنیم.
اما اگر سخنان عیسی را درست درک کنیم، او میگوید: تنها کسانی که این نگرش «فقر در روح» را بهعنوان یک سبک زندگی در خود دارند، شهروندان واقعی پادشاهی آسمان هستند. پس باید این مسئله را بسیار جدی بگیریم. ما باید با قدرت روحالقدس، مشتاقانه بخواهیم که این نوع زندگی را داشته باشیم. نه برای اینکه ورود به پادشاهی خدا را به دست آوریم، بلکه برای آنکه اطمینان یابیم واقعاً شهروندان این پادشاهی هستیم.
در نهایت، پاداش کسانی که این نگرش «فقر در روح» را بهعنوان سبک زندگی دنبال میکنند این است: «پادشاهی آسمان از آنِ ایشان است» (متی ۳:۵). قسمت آخر آیه را میتوان دقیقتر اینگونه ترجمه کرد: «پادشاهی آسمان فقط از آنِ ایشان است.» یعنی تنها ایشان وارثان حقیقی پادشاهی آسمان (یا همان پادشاهی خدا) هستند.
به بیان دیگر، کسانی که فقیر در روحاند، در همین زندگی کنونی نیز از برکات روحانی آسمان بهرهمند میشوند.
یعنی شادی، آرامش، و خوشبختیای را تجربه میکنند که از دانستن این حقیقت میآید که خدا ایشان را پذیرفته و اکنون در ایشان و از طریق ایشان عمل میکند، در حالی که آنان زیر سلطنت پادشاه خود، یعنی عیسی، زندگی میکنند. و در آینده، زمانی که عیسی بازگردد تا پادشاهی زمینی خدا را با جلال تمام برقرار کند، آنان کاملترین شکل این برکات را تجربه خواهند کرد. و حتی بسیار بیشتر از آن!
اکنون، چهار اصل مهم را بررسی میکنیم که میتوانیم در زندگی خود به کار بگیریم تا به ما کمک کند این نگرش «فقر در روح» را بهعنوان سبک زندگی داشته باشیم:
۱- باید خود را وقف دعای روزانه و پیوسته کنیم.
از آنجا که دعا راهی است برای اعتراف به نیاز همیشگیمان به خداوند، باید بدون خجالت و با جرأت، مرتباً نزد او فریاد بزنیم و کمک بخواهیم — چه برای پیروزی بر گناه، چه برای مسائل دیگر. هر چه بیشتر دعا کنیم، بیشتر درک میکنیم که چقدر گناهکاریم (یعنی از نظر روحانی چقدر تهی هستیم). چنین درکی ما را بیشتر به دعا و توبه
سوق میدهد.
۲- باید خود را متعهد کنیم که هیچ کاری برخلاف اراده خدا انجام ندهیم.
کسانی که فقیر در روحاند، باید از کلام خدا بترسند (اشعیا ۲:۶۶) و حتی از فکر کردن به انجام کاری برخلاف اراده خدا، همانطور که در کتابمقدس آشکار شده، بلرزند.
۳- باید خود را متعهد کنیم که از اندیشههایی که «من» را بزرگ میکنند، دوری کنیم.
افکار ما جهتدهنده اعمال ما هستند. زندگی گناهآلود، حاصل اندیشههای گناهآلود است. پس باید آگاهانه تلاش کنیم تا زندگی فکری خداترسی داشته باشیم، با سپردن ذهن و دلمان به سلطهٔ کلام خدا (رومیان ۲:۱۲؛ امثال ۲۳:۴).
یعنی اجازه دهیم کلام خدا ذهن ما را تازه و تصفیه کند تا افکاری نپرورانیم که به خودمحوری یا غرور ختم میشود.
۴- باید خود را متعهد کنیم که آزمایشهای زندگی را بهعنوان ابزاری از سوی خدا برای وابستهتر شدن به او، و نه به خود، ببینیم.
بهجای آنکه از سختیها و آزمایشهای زندگی بیزار شویم، باید یاد بگیریم که آنها را از دست خدای حاکم و مهربان ببینیم. همان خدایی که نهتنها پسر خود را بهخاطر ما بر صلیب فرستاد، بلکه ما، فرزندان دیگر خود را نیز از میان آزمایشها (و گاه حتی آزمونهای سوزان و سخت) عبور میدهد (اول پطرس ۱۲:۴)، تا ما تنها بر او تکیه کنیم و نه بر قدرت خودمان (دوم قرنتیان ۹:۱–۱۰؛ ۷:۱۲–۱۰).
اکنون، برای آنکه به ناامیدی یا درک نادرست دچار نشویم، لازم است این نکته مهم را نیز اضافه کنم: هیچکدام از ما نمیتوانیم این موعظه (یا هیچیک از موعظههای سعادت) را بهطور کامل و بینقص به جا آوریم. فقط یک نفر بود که آنها را کاملاً به جا آورد. همان کسی که این سخنان را بر زبان آورد: خودِ عیسی خداوند!
اگر کسی نیازی به دعا نداشت، آن عیسی بود. اما هیچکس بیش از عیسی به دعا اهمیت نداد. حتی با وجود آنکه شلوغترین و پرمسئولیتترین انسان تاریخ بود. بههرحال، هیچکس جز او وظیفه عظیم نجات جهان را نداشت!
اگر کسی قدرت انجام هر کاری را داشت، او عیسی بود. اما او هیچ کاری را بدون موافقت پدر آسمانی انجام نداد. نهتنها این، بلکه همیشه با شادی ارادهٔ پدر را انجام میداد. حتی وقتی که این اراده او را به سوی صلیب میبرد.
اگر کسی حق داشت که افکار بزرگی درباره خود داشته باشد، او عیسی بود. در مورد او، این غرور محسوب نمیشد، چون او برترین است! با این حال، خود را چنین توصیف کرد: «دلآرام و فروتن هستم» (متی ۲۹:۱۱) . «در دل»، یعنی در مرکز تمام افکار.
اگر کسی بود که از هر آزمونی سربلند بیرون آمد و هرگز تسلیم وسوسه نشد، آن عیسی بود.
به همین دلیل است که خدا ما را در وهله اول از طریق عیسی میپذیرد. و همچنان نیز پذیرش ما نزد خدا، تنها از طریق عیسی باقی میماند. پس مبادا به دام این فکر بیفتیم که باید این نگرش «فقر در روح» را به شکلی کامل و بینقص نشان دهیم تا مورد پذیرش خدا قرار بگیریم یا پذیرفته باقی بمانیم. برعکس، نگاهمان باید به عیسی باشد . او الگویی است که در مسیر ایمان از او پیروی میکنیم، در حالی که روحالقدس از درون در ما کار میکند تا ما را روزبهروز بیشتر شبیه عیسی سازد (دوم قرنتیان ۱۸:۳).
بله، ممکن است جهان نیکی را اینگونه تعریف کند: «هر آنچه احساس قدرت، اراده برای قدرت، و خودِ قدرت را در انسان تقویت کند»، و بدی را اینگونه بداند: «هر آنچه از ضعف سرچشمه میگیرد». دنیا عضلات خود را به رخ میکشد و به قدرت خود میبالد. اما ما که «فقیران در روح» هستیم. بیهیچ شرمی، با تمام ضعفهایمان، باید دستهای خالی خود را بهسوی آسمان بلند کنیم و پیوسته فریاد بزنیم: «ای خداوند، به تو نیاز دارم. بدون تو نمیتوانم ادامه دهم. یاریم ده!»
ما باید همواره به یاد داشته باشیم که قدرت خدا از طریق ضعفهای ما عمل میکند و جلال خدا در ضعفهای ما نمایانتر میشود. لازم نیست نگران باشیم اگر دنیا به سبک زندگی «فقر در روح» ما بخندد. در نهایت، این سبک زندگیای برخلاف فرهنگ غالب است. ما میتوانیم در آرامش این حقیقت زندگی کنیم که لبخند رضایت خدا بر چنین سبک زندگیای است.
ما باید پیوسته به یاد داشته باشیم که تنها کسانی که این سبک زندگی متضاد با فرهنگ دنیا را دارند، میتوانند صدای عیسی را بشنوند که میگوید: «خوشا به حال شما.» دیگران تنها خواهند شنید: «وای بر شما…» — و داوریای سخت در انتظارشان خواهد بود. پس میبینید که انتخاب ما بین این دو است: شادی ابدی یا اندوه ابدی، آرامش ابدی یا درد ابدی. بیایید عاقلانه انتخاب کنیم و سعادت جاودانیای را که عیسی عرضه میکند، به شادیهای موقتی دنیای فریبنده ترجیح دهیم!
گذشته، گذشته است. امروز روزی نو است. ما میتوانیم از نو آغاز کنیم، با باور و عمل بر اساس این حقیقت عظیم: «خوشا به حال فقیران در روح، این بینوایان روحانی، زیرا پادشاهی آسمان فقط از آنِ ایشان است!»
