خوشابهحالها – بخش سوم
English version: The Beatitudes – Blessed Are Those Who Mourn https://english.biblebasedhope.com/the-beatitudes-blessed-are-those-who-mourn/
این نوشته، سومین بخش از مجموعه مقالاتی دربارهی «خوشا به حالها» (Beatitudes) است—بخشی که در انجیل متی فصل ۵ آیات ۳ تا ۱۲ آمده است. در این بخش، عیسی مسیح هشت ویژگی یا نگرش را بیان میکند که باید در زندگی هر کسی که خود را پیرو او میداند، وجود داشته باشد. در این مقاله، به دومین نگرش اشارهشده در آیه ۴ از فصل ۵ خواهیم پرداخت: «خوشا به حال ماتمیان، زیرا ایشان تسلی خواهند یافت.»
تابلوی تبلیغاتی یک بار (Bar) که در مسیر رفتن من به محل کارم قرار دارد، چنین نوشته است: «هر ساعتی، ساعت خوشی است!» این جمله بهراستی ماهیت آن چیزی را که مردم در سراسر جهان در پی آن هستند، بهخوبی بازگو میکند. بارها و بارها به ما گفته میشود که زندگی یعنی لذت بردن. این سؤالها معمولاً ذهن افراد را پر میکند: «چه چیزی عاید من میشود؟»، «آیا این باعث شادی من خواهد شد؟» یان دوگوئید (Ian Duguid) بهدرستی این طرز فکر غالب در جهان را چنین توصیف میکند: «بیشتر مردم راضیاند که این نوشته بر سنگ قبرشان باشد: “او زندگی شادی داشت.” [نقل از کتاب “قهرمان قهرمانان: دیدن مسیح در خوشا به حالها” (Hero of Heroes: Seeing Christ in the Beatitudes)].
اما عیسی در متی ۴:۵ اینگونه میگوید: «خوشا به حال ماتمیان، زیرا ایشان تسلی خواهند یافت.» کاملاً برخلاف فرهنگ رایج! پیروان عیسی بر اساس ضربآهنگی متفاوت از جهان زندگی میکنند. همانطور که دان کارسون (Don Carson) بهدرستی گفته است: «دنیا از ماتمیان خوشش نمیآید؛ ماتمیان مثل پتوی خیس هستند!»
اما عیسی میگوید فقط ماتمیان از برکت خدا برخوردار میشوند. تنها آنان هستند که مورد تأیید و لطف خدا قرار میگیرند.
اجازه بدهید از همین ابتدا نکتهای را روشن کنم: این آیه به این معنا نیست که مسیحیان نباید بخندند یا شاد باشند. در واقع، آیات زیادی ما را به شادی دعوت میکنند [فیلیپیان ۴:۴؛ اول تسالونیکیان ۱۶:۵]. نکتهی کلیدی اینجاست که حتی شادیای که تجربه میکنیم، نباید جدا از نگرش ماتم باشد.
کلمهای که عیسی در این آیه برای «ماتم» به کار میبرد، قویترین واژه در زبان یونانی برای توصیف اندوه شدید و درونی است. اندوهی از اعماق دل. برای نمونه، این واژه برای توصیف غم و اندوه شاگردان هنگام مرگ عیسی استفاده شده است [مرقس ۱۰:۱۶]. و با استفاده از این واژه، عیسی به ما میآموزد که نمیتوان معنای آن را کمرنگ یا تلطیف کرد.
همچنین این فعل در زمان حال است، بنابراین بهدرستی میتوان آن را اینگونه ترجمه کرد: «خوشا به حال کسانی که پیوسته ماتم دارند.» پس روشن است که عیسی ما را به یک سبک زندگی مبتنی بر ماتم دعوت میکند. اما سؤال مهم اینجاست: چه نوع ماتمی مد نظر اوست؟ پیش از پاسخ به این پرسش، بیایید بررسی کنیم این ماتم چه چیزهایی نیست.
این ماتم چه چیزی نیست؟
این ماتم اشاره به غمی ندارد که از دست دادن عزیزان در پی دارد، یا اندوهی که به دلیل نرسیدن به خواستهها ایجاد میشود [مثلاً دوم سموئیل ۲:۱۳؛ اول پادشاهان ۴:۲۱]. همچنین اشاره به ناراحتیهای ناشی از سختیهای زندگی روزمره ندارد. و نهایتاً، این ماتم به این معنا نیست که فرد مؤمن باید همیشه با چهرهای گرفته و بیروح راه برود.
میبینید، همهی مردم، چه مؤمن و چه نامؤمن، این نوع اندوهها را تجربه میکنند. اما ماتمی که عیسی در «خوشا به حالها» از آن سخن میگوید، نگرشی است که تنها در دل پیروان واقعی او وجود دارد. تنها مؤمنان راستین قادر به تجربه و ابراز چنین ماتمی هستند.
این ماتم چیست؟
ماتمی که عیسی در اینجا توصیف میکند، ماتم بر گناه است. تنها ایمانداران واقعی میتوانند چنین نگرشی را به عنوان سبک زندگی از خود نشان دهند. همانگونه که اولین “خوشا به حال” یعنی «خوشا به حال فقیران در روح» [متی ۳:۵] به فقر روحانی اشاره دارد، نه فقر مادی، ماتمی که عیسی در این آیه بیان میکند نیز ماتم روحانی است. ماتمی از ژرفای قلب بهسبب گناه، ماتمی شدید و درونی!
توجه کنید که فقر روح، که در اولین خوشا به حال مطرح شده، جنبهی عقلی و درک ذهنی ما از گناه را بیان میکند. در حالی که ماتم، که دومین خوشا به حال است، جنبهی احساسی و عاطفی ما نسبت به گناه را توصیف میکند. این دو، در واقع، دست در دست هم پیش میروند. وقتی کسی متوجه گناه خود میشود و درمییابد که از نظر روحانی کاملاً تهیدست است [یعنی فقیر در روح است]، در پی آن، اندوه و حسرتی عمیق نیز بهوجود میآید [یعنی ماتم بر گناه]. یکی از پیوریتنها (پارسان قرن ۱۷) بهدرستی گفته است: «گناه همیشه باید با اشک همراه باشد.» ماتم بر گناه نباید تنها در زمان توبه و بازگشت اولیه به خدا رخ دهد، بلکه باید بهصورت دائمی در زندگی ما وجود داشته باشد، چرا که ما بهطور مداوم گناه میکنیم.
کلام یعقوب در آیه ۴ از فصل ۹ نیز این حقیقت را تأیید میکند: «اندوهگین شوید، ماتم کنید و بگریید. خنده تان به ماتم و شادیتان به اندوه مبدل گردد.» جالب است که واژهی «ماتم» که در این آیه آمده، همان واژهی یونانی است که عیسی در متی ۴:۵ به کار میبرد. و زمینهی این آیه در رسالهی یعقوب نیز بهوضوح نشان میدهد که منظور، ماتم روحانی بر گناه است.
در دوم قرنتیان ۱۰:۷، کتابمقدس به دو نوع ماتم یا اندوه بر گناه اشاره میکند. یکی الهی و دیگری دنیوی: «اندوهی که از خداست، توبهای را در پی دارد که به نجات میانجامد و از آن پشیمانی نیست. اما اندوه دنیوی، مرگ به بار میآورد.» ماتم الهی، متمرکز بر خداست و شخص را به سوی خدا میکشاند، تا از گناه بازگردد و توبه کند. اما ماتم دنیوی، بر محور خود استوار است و انسان را به خدا باز نمیگرداند.
یک نمونهی کلاسیک، مقایسهی پطرس و یهوداست. هر دو به دلیل خیانت به عیسی، دچار اندوه شدند. اما ماتم پطرس، او را بهسوی مسیح بازگرداند، یعنی ماتمی الهی. اما ماتم یهودا، چون خودمحور و دنیوی بود، او را به سوی مسیح نکشاند! در این خوشا به حال، عیسی ما را به ماتمی خدامحور دعوت میکند. ماتمی که ما را به توبه و بازگشت به سوی خدا و مسیح سوق میدهد، تا در او تسلی یابیم!
سطحی بودن ماتم ما
متأسفانه ماتمی که در بسیاری از کسانی که خود را مسیحی مینامند دیده میشود، بیشتر شبیه همان ماتم دنیوی است. این ماتم اغلب حول محور این مسائل میگردد: نرسیدن به خواستهها، محبوب نبودن، پیشرفت نکردن در شغل و جایگاه اجتماعی و بیایید برای لحظهای تأمل کنیم: آخرین باری که برای غرور خود ماتم گرفتیم، چه زمانی بود؟
آخرین باری که بهخاطر خودخواهی، تلاش برای بالا رفتن از نردبان موفقیت به هر قیمت، یا تلاشهای پنهانیمان برای جلب تحسین دیگران، احساس اندوه درونی کردیم، کی بود؟ آخرین باری که بهخاطر سخنان آزاردهندهمان به دیگران ماتم گرفتیم، چه زمانی بود؟ آیا تا به حال برای اینکه خدای قدوس را با نافرمانیهایمان رنجاندهایم، واقعاً درد کشیدهایم؟ آیا تا به حال اشکی برای گناهان خود ریختهایم؟
جوانی گستاخ از واعظی پرسید: «شما میگویید افراد نجاتنیافته، بار گناه را بر دوش دارند. من که هیچ چیزی حس نمیکنم! وزن گناه چقدر است؟ ده پوند؟ هشتاد پوند؟» واعظ در پاسخ از او پرسید: «اگر وزنهای چهارصد پوندی را روی بدن یک مرده بگذاری، آیا آن مرده چیزی حس میکند؟» جوان پاسخ داد: «نه، هیچ چیزی حس نمیکند چون مرده است.»
واعظ نتیجهگیری کرد: «روحی که بار گناه را احساس نمیکند یا نسبت به آن بیتفاوت و بیخیال است، نیز در حقیقت مرده است!» ببینید، ایمانداران واقعی، برعکس، دیگر مردگان روحانی نیستند. آنان بهواسطهی روح خدا زنده شدهاند [افسسیان ۴:۲–۵]. آنها تولد تازه یافتهاند. و یکی از نشانههای روشن این تولد تازه، احساس سنگینی گناه است! در جایی که هیچ احساسی نسبت به گناه نیست، جایی که هیچ ماتمی وجود ندارد، یک سؤال مشروع پیش میآید: «آیا واقعاً تولد تازه اتفاق افتاده است؟»
ما اغلب خود را اینگونه قانع میکنیم که: چون از طریق فیض نجات یافتهایم، دیگر نیازی نیست برای گناهانمان گریه کنیم. گناهانمان را اعتراف میکنیم، بخششی را که عیسی وعده داده طلب میکنیم، و ادامه میدهیم. میخواهیم همه چیز را سریع پشت سر بگذاریم. یا حتی گاهی، نمیخواهیم گناهمان را رها کنیم. میخواهیم فقط کمی بیشتر به آن بچسبیم. برای همین، از ماتم فرار میکنیم. چون ماتم یعنی باید گناه را واگذار کنیم! و وقتی هم که ماتم میکنیم، اغلب برای گناهانی است که دیگر برای ما جذابیتی ندارند!
اما عیسی بهوضوح میگوید که پیروانش برای همهی گناهان خود، عمیقاً سوگوارند. حتی کوچکترین گناه هم آنها را ناراحت میکند! آنان فریاد برمیآورند تا از آن رهایی یابند. نه فریادی از سر یأس و ناامیدی، بلکه فریادی شدید که روحالقدس در وجودشان ایجاد میکند. فریادی که نه فقط از ارتکاب گناه اندوهگین است، بلکه خواهان آزادی از آن نیز هست.
جان استات (John Stott) به درستی میگوید: «برخی مسیحیان گمان میکنند که اگر واقعاً از روح پُر شده باشند، باید دائماً لبخندی پهن بر چهره داشته و همواره سرزنده و بانشاط باشند. اما این تا چه حد میتواند غیرکتابمقدسی باشد؟!» و او کاملاً درست میگوید، زیرا اینگونه نگرش سطحی و بیخیال نسبت به گناه، چیزی نیست که در رفتار انسانهای خداجو در کتابمقدس دیده شود.
داوود نمونه ای از کسی است که چنین واکنشی نسبت به گناه نشان میدهد. به سخنانش توجه کنید. «گناهم مرا مانند باری سنگین، از پا انداخته است» [مزمور ۴:۳۸] «گناهم را اعتراف میکنم، و از گناه خویش پریشانم» [مزمور ۱۸:۳۸]. «زیرا از خطاهای خود آگاهم، و گناهم همواره پیش روی من است» [مزمور ۳:۵۱] دنیا به داوود میگوید: «چه نگرش منفیای داری! این که راه خوشبختی نیست!» اما خدا میفرماید: «او مردی است موافق دل من» [اعمال رسولان ۲۲:۱۳]. پس، میبینید، ماتم بر گناه، امری همراستا با خداپرستی است.
ماتم برای گناهان دیگران
کتابمقدس نهتنها ایمانداران را به ماتم بر گناهان خود فرا میخواند، بلکه آنان را به ماتم بر گناهان دیگران نیز دعوت میکند. پولُس رسول، کلیسای مغرور قرنتس را که گناه جنسی را در میان خود تحمل کرده بود، با این سخنان سرزنش میکند: «آیا نباید بهجای افتخار، ماتم میگرفتید؟» [اول قرنتیان ۱:۵–۲]
میبینید، جهان در برابر گناهان دیگران یا محکوم میکند یا توجیه. اما ما، بهعنوان پیروان مسیح، در وهلهی اول باید برای گناهان دیگران اندوهگین شویم. این همان الگویی است که در سراسر کتابمقدس، در زندگی مردان و زنان خدا مشاهده میشود. [نگاه کنید به: مزمور ۱۳۶:۱۱۹؛ ارمیا ۱۷:۱۳؛ فیلیپیان ۱۸:۳]
حتی خود عیسی، که این خوشا به حال را بیان کرد، برای گناهان دیگران ماتم گرفت. در لوقا ۴۱:۱۹ میخوانیم: «چون به اورشلیم نزدیک شد و شهر را دید، برای آن گریست.» او برای شهری گریست که ساکنانش در چند روز آینده مرتکب بزرگترین گناه، یعنی کشتن خود او میشدند! تعجبی ندارد که کتابمقدس، عیسی را مرد اندوهها مینامد [اشعیا ۵:۵۳]. مرد اندوهها، از این جهت که گناهان دیگران او را عمیقاً متأثر میکرد. او شدیداً برای گناهان دیگران ماتم گرفت، نه برای گناهان خود، زیرا «او هرگز گناهی مرتکب نشد» [اول پطرس ۲۲:۲].
حال، با در نظر گرفتن این حقیقت، چطور میتوانیم ما که پیروان او هستیم، نسبت به گناهان اطرافیانمان بیتفاوت باشیم؟ حتی نسبت به گناهان ایمانداران دیگر؟ چگونه میتوانیم با بیخیالی بخندیم و از زندگی لذت ببریم، در حالی که گناه همهجا را فرا گرفته است؟
متأسفانه بسیاری از ما دروغی را باور کردهایم که میگوید زندگی مسیحی یعنی لبخند همیشگی! بله، درست است که خدا «هرآنچه برای لذت ماست بهفراوانی فراهم میکند» [اول تیموتائوس ۱۷:۶]. و سلیمان نیز گفته است که «دل شادمان داروی نیکوست» [امثال ۲۲:۱۷]. اما آیا زندگی فقط همین است؟ آیا تنها هدف ما در زندگی این است که هرگونه اندوهی را دور کنیم؟ آیا زندگی فقط به سرگرم کردن خودمان تا جاییست که دیگر هیچ غمی را احساس نکنیم؟ اگر با خودمان صادق باشیم، آیا درگیر افراط در لذتهای این دنیا نشدهایم؟
این نوع زندگی، نهتنها بیخردانه است، بلکه از نظر روحانی نیز خطرناک است. بیایید به سخنان حکیمانهی سلیمان گوش دهیم که ما را از دنبال کردن زندگیای پر از خوشگذرانیهای بیهدف برحذر میدارد: «رفتن به خانه ماتم بهتر از رفتن به خانه بزم است، زیرا سرانجام همه انسانها مرگ است، و زندگان باید این را به دل گیرند. دلتنگی بهتر از خنده است، زیرا اندوه چهره، دل را نیکو میسازد. دل خردمندان در خانه ماتم است، اما دل احمقان در خانه شادی است.» [جامعه ۲:۷–۴]
سلیمان میگوید: ماتم را بجویید. عیسی نیز میگوید: ماتم را بجویید. این سخنان، صریح و شفافاند، و هدفشان این است که ما را از توری که با دروغها دور قلبمان تنیدهایم، بیدار کنند. آنچه که برایش گریه میکنیم، و آنچه که به آن میخندیم، حقیقتِ درونِ قلب ما را آشکار میسازد. و باز اگر با خود صادق باشیم، آیا اغلب برای چیزهایی نمیخندیم که باید برایشان بگرییم؟ و آیا گاهی برای چیزهایی اشک نمیریزیم که باید به آنها بخندیم؟
عیسی با قاطعیت میگوید: خدا فقط کسانی را برکت میدهد که پیوسته بر گناهان خود و گناهان دیگران ماتم دارند. فقط این افراد هستند که مورد تأیید خدا قرار میگیرند.
وعدهٔ تسلی
و پاداش داشتن نگرش ماتمگونه چیست؟ تسلی! به بخش پایانی متی ۴:۵ نگاه کنید: «زیرا ایشان تسلی خواهند یافت.» فقط ایشان، و فقط همان کسانی که ماتم میگیرند. تسلی خواهند یافت. هم در این زندگی حاضر، و هم بهصورت کامل و نهایی در آینده، وقتی عیسی بازگردد تا پادشاهی خود را برپا سازد و خدا تمام اشکهای ما را پاک کند. این وعدهای است که خود عیسی داده است.
واژهی «تسلی» در اینجا، از واژهی آشنای یونانی «پَرکالِئو» (parakaleo) گرفته شده است—واژهای که به معنی کسی است که در کنار میایستد تا تسلی دهد، تشویق کند و قوت ببخشد. در کتابمقدس، خدا «خدای تمامی تسلیها» نامیده شده است [دوم قرنتیان ۳:۱]. عیسی نیز تسلیدهنده نامیده شده است [اول یوحنا ۱:۲]. گرچه در برخی ترجمهها این واژه به «مدافع» نیز ترجمه شده است. روحالقدس نیز بهعنوان تسلیدهنده، تشویقکننده و تقویتکننده شناخته میشود [یوحنا ۱۶:۱۴].
پدر و پسر، از طریق کار روحالقدس، تسلی و تشویق را برای ما فراهم میآورند، هنگامی که در غم گناه فرومیرویم؛ چه از طریق مطالعهٔ شخصی کتابمقدس، چه با شنیدن یک موعظه، و چه از طریق رفاقت و مشارکت با دیگر ایمانداران.
داوود چنان به تسلی خدا اطمینان داشت که گفت: «خداوند نزدیک شکسته دلان است و نجات میبخشد آنانی را که روحی کوبیده دارند» [مزمور ۱۸:۳۴، همچنین نگاه کنید به مزمور ۱۷:۵۱]. وقتی ما با توبهی واقعی، برای گناهان خود ماتم میگیریم و آنها را نزد مسیح میبریم، روحالقدس ما را مطمئن میسازد که گناهانمان بخشیده شدهاند. در اول یوحنا ۹:۱ آمده است: «اگر به گناهان خود اعتراف کنیم، او امین و عادل است که گناهان ما را ببخشد و ما را از هر ناراستی پاک سازد.»
در نتیجه، تسلیای حاصل میشود که به شادی و خوشی حقیقی در این زندگی منجر میشود، و تجربهی کامل آن در پادشاهی آینده در انتظار ماست. در مکاشفه ۴:۲۱ وعده داده شده که در آینده: «او هر اشکی را از چشمان ایشان پاک خواهد کرد. نه مرگی خواهد بود، نه ماتم و نه ناله و نه درد، زیرا نظم پیشین درگذشته است.» بله، این است آیندهی مجید کسانی که در این زندگی، راه ماتم برای گناه را برمیگزینند.
اما اگر ترجیح میدهی همین حالا بخندی و از این دعوت به ماتم دوری کنی، گوش کن به سخنان هشداردهندهی عیسی در لوقا ۲۵:۶: «وای بر شما که اکنون میخندید، زیرا ماتم خواهید گرفت و خواهید گریست!» دگرگونیای در راه است: اکنون برای گناه گریه کن و تا ابد تسلی یاب. اکنون به گناه بخند و تا ابد گریه کن! من باور دارم عیسی در این سخنان بسیار جدی است. این فقط اطلاعات نیست بلکه برای تبدیل زندگی ماست. ما باید این نوع ماتم را بهعنوان هدفی جدی در زندگی خود دنبال کنیم.
پس چگونه این کار را انجام دهیم؟ چگونه میتوانیم سبک زندگیای بر پایهی ماتم برای گناهان خود و دیگران داشته باشیم؟ دو پیشنهاد، به شکل دو واژهی کلیدی که میتواند کمککننده باشد:
۱- تأمل (Reflect)
ما باید بهطور منظم زمانی را صرف کنیم تا در وضعیت روحانی خود تأمل کنیم. در این زمانها، باید از خود سؤالات جدی و عمیق بپرسیم:
چرا اینقدر افکار گناهآلود به ذهنم میآید؟ چرا وقتی آنچه را که میخواهم به دست نمیآورم، بد واکنش نشان میدهم؟ چرا وقتی کسی مرا تحریک میکند، با عصبانیت پاسخ میدهم؟ چرا وقتی دیگران موفق میشوند، حسادت میکنم؟ چرا آن فکر شهوانی را دنبال کردم بهجای اینکه چشمم را برگردانم؟ چرا با نگاهی خود-برترپندارانه دیگران را قضاوت میکنم؟ چرا خود را دائم با دیگران مقایسه میکنم؟ چرا از آنچه خدا به من داده راضی نیستم و دائم شکایت میکنم؟ چرا به جاهایی میروم که نباید بروم و چیزهایی میبینم که نباید ببینم؟ چرا زبانم را برای زخمیکردن دیگران بهکار میگیرم؟
ما باید خود را در جایگاه متهم قرار دهیم و از خود بازجویی کنیم. باید با دلی صادق این مسائل را بررسی کنیم.
باید از خدا بخواهیم تا قلبمان را بکاود [مزمور ۲۳:۱۳۹–۲۴] و گناهانی را که حتی از آنها آگاه نیستیم، بر ما آشکار سازد.
پس بیایید زمانی را اختصاص دهیم تا درباره همهی گناهانی که روحالقدس به ما نشان میدهد، تفکر و تأمل کنیم. سنگینی گناهان ما، در دل ما احساس واقعیِ محکومیت و پشیمانی ایجاد خواهد کرد.
و آنگاه، ما شروع خواهیم کرد به ماتم گرفتن برای گناهانمان گناهانی که بهخاطر آنها بر عیسی آب دهان انداختند، تازیانهها پشت او را دریدند، میخها به دستان و پاهایش کوبیده شدند، و خارها به پیشانیاش فرو رفتند.
در آن زمان است که از ته دل فریاد خواهیم زد: «چه انسان گناهکاری هستم! مشکل فقط این نیست که گناه میکنم، بلکه این است که حتی نسبت به گناه واکنش درستی نشان نمیدهم! توبهام سطحی و کمعمق است!»
و وقتی به این نقطه برسیم، نوبت به پیشنهاد دوم میرسد:
۲- فرار کردن (Run)
هدف تأمل، این است که بهسوی مسیح بگریزیم، برای تسلی! به آغوش باز او پناه ببریم، آغوشی که هیچ گاه گناهکارِ ماتم زده و توبهکار را رد نمیکند. ما لازم نیست در غم و شرمساری خود باقی بمانیم. میتوانیم نزد او برویم و با صداقت اعتراف کنیم که گناه کردهایم و از او بخواهیم که ما را پاک سازد. و بدون حتی لحظهای تأمل، عیسیِ مهربان نه تنها ما را خواهد بخشید، بلکه به جانهای آشفته و اندوهگین ما، صلح و تسلی عطا خواهد کرد.
داستانی هست از یک دانشجوی سال اول که با لباسیهای کثیف به رخت شویخانهی خوابگاه رفت. او همهی لباسهای چرکش را در یک سویشرت کهنه پیچید، اما از شدت شرم، آن را باز نکرد. فقط همان بسته را داخل ماشین لباسشویی انداخت، سپس بدون باز کردنش به خشک کن منتقل کرد، و در نهایت، همان بسته را به اتاقش بازگرداند. و البته، وقتی آن را باز کرد، فهمید لباسها فقط خیس شدهاند و بعد خشک، ولی اصلاً تمیز نشدهاند.
خدا میگوید: «گناهانت را مثل بستهای محفوظ نگه ندار! من میخواهم زندگیات را کاملاً پاک سازی کنم. تمام آلودگیهای زندگیات را.»
بیایید هرگز فراموش نکنیم که: «خون عیسی، پسر خدا، ما را از هر گناهی پاک میسازد» [اول یوحنا ۷:۱]. پس تفکر و فرار این دو کار را باید هر روز تمرین کنیم، اگر میخواهیم این خوشابهحال را در زندگی روزانهی خود زندگی کنیم.
و مبادا که ناامید شویم! عیسی این خوشابهحال را بهطور کامل بهجای ما به انجام رساند. پس مراقب باشیم به دام این فکر نیفتیم که گویا باید کاملاً این نگرش را بهصورت بینقص در خودمان ایجاد کنیم تا مورد پذیرش خدا واقع شویم یا در آن پذیرش باقی بمانیم. بلکه بیایید به او بنگریم، بهعنوان الگوی خود در این مسیر در حالی که روحالقدس درون ما کار میکند تا ما را بیشتر شبیه مسیح سازد [دوم قرنتیان ۱۸:۳].
گذشته، گذشته است. امروز، روزی تازه است. میتوانیم از نو شروع کنیم با این حقیقت بزرگ: «خوشا به حال ماتمیان، بر گناهان خود و دیگران، زیرا ایشان، و فقط ایشان، تسلی خواهند یافت!»
