موعظه سر کوه – خوشا به حال آزار دیدگان (بخش نهم)
English version: Blessed Are Those Who Are Persecuted https://english.biblebasedhope.com/blessed-are-those-who-are-persecuted/
این پست نهمین قسمت از مجموعهای دربارهی «موعظه بر فراز کوه» است. بخشی که از متی ۳:۵ – ۱۲ را شامل میشود. در این بخش، خداوند عیسی هشت نگرشی را توصیف میکند که باید در زندگی هر کسی که ادعای پیروی از او را دارد، وجود داشته باشد. دنبال کردن این نگرشها برخلاف فرهنگ رایج دنیاست. به همین دلیل، سبک زندگی «موعظه بر فراز کوه» را میتوان «مسیحیت ضدفرهنگ» نیز نامید.
در این پست، به هشتمین و آخرین نگرش خواهیم پرداخت. یعنی بردباری در برابر رنجهایی که بهخاطر زندگی مسیحیمان متحمل میشویم. عیسی در متی ۱۰:۵ -۱۲ چنین میفرماید: «۱۰- خوشا به حال آنان که در راه عدالت آزار میبینند، زیرا ملکوت آسمان از آنِ ایشان است. ۱۱- خوشا به حال شما، وقتی که مردم به خاطر من شما را مسخره کنند و به شما جفا رسانند و دربارۀ شما دروغ بگویند و هر نوع سخن بدی در مورد شما بر زبان بیاورند. ۱۲- شاد و خوشحال باشید، زیرا در آسمان پاداشی بزرگ در انتظار شماست. بدانید که با انبیای قدیم نیز چنین کردند.»
چند سال پیش، یک زن جوان مسیحی آمریکایی در عراق کشته شد. جرم او چه بود؟ او برای کمک به دیگران رفته بود تا آب تمیز در اختیار پناهجویان قرار دهد. شگفتانگیز آنکه، او نامه ای برای کلیسایش نوشته بود که در صورت کشته شدنش، خوانده شود. او نوشته بود: «وقتی خداوند فرا میخواند، پشیمانی در کار نیست. من به یک مکان فراخوانده نشدم، بلکه به خود او دعوت شده ام. هدف من اطاعت بود، رنج کشیدن امری مورد انتظار، و جلال او پاداش من بود. جلال او پاداش من است.»
او به شبان خود در مورد مراسم تشییعش اینگونه نوشت: «جسور باشید و انجیل نجاتبخش، دگرگونکننده و ابدی را موعظه کنید. به پدر ما جلال و حرمت ببخشید.» او چند بخش از آیات محبوب خود را هم نوشته بود، از جمله دوم قرنتیان ۱۵:۵ که میگوید: «او برای همه مرد، تا کسانی که زندهاند دیگر برای خود زندگی نکنند، بلکه برای آن که برای ایشان مرد و دوباره زنده شد، زندگی کنند.» و همچنین رومیان ۲۰:۱۵: «همیشه آرزوی من این بوده که انجیل را در جاهایی اعلام کنم که نام مسیح هنوز شنیده نشده است.» در پایان نامهاش نوشت: «هیچ شادیای خارج از شناخت عیسی و خدمت به او وجود ندارد.»
جلال او، پاداش من! هیچ شادیای خارج از شناخت عیسی و خدمت به او وجود ندارد! آیا این کلمات نشان نمیدهند که این زن، حقیقت این آخرین موعظه را بهدرستی درک کرده بود؟ و به همین دلیل، اگرچه مانند بسیاری از پیروان وفادار عیسی، زندگی زمینیاش را به شکلی غمانگیز از دست داد، اما در نهایت، حیات واقعی و جاودانه را به دست آورد. او اکنون پاداش خود را دریافت کرده است، شاد بودن با خدا و پرستش او تا ابد.
واقعیت رنج و آزار
در این آیات، خداوند عیسی بهروشنی به ما یادآوری میکند که وقتی طبق دستورات او زندگی کنیم، با آزار و رنج روبه رو خواهیم شد. در این زمینه، وقتی سبک زندگی «ضدفرهنگ» را که در موعظههای قبلی شرح داده شده، بهکار ببریم، با طرد شدن مواجه خواهیم شد. لطفاً توجه داشته باشید که عیسی نگفت «اگر» بلکه گفت «وقتی» مردم شما را «توهین کنند، آزار دهند و هر سخن بدی را به دروغ دربارهی شما بگویند» [متی ۱۱:۵]. این موضوع فقط مسئله ی زمان است که همهی پیروان او، بهدلیل اطاعت از دستوراتش، با مخالفت و آزار مواجه شوند. البته شدت این آزار و فشار ممکن است بسته به مکان زندگی یا شرایط خاص افراد متفاوت باشد، اما واقعیتِ رنج و آزار در اینجا بهوضوح مورد تأکید قرار گرفته است.
در اصل، عیسی میفرماید که وقتی دستورات او را دنبال میکنیم، دنیا و شیطان ما را دنبال میکنند تا به ما آسیب برسانند. موضوع رنج و آزار، بهویژه در دنیای غربی که در آن زندگی میکنیم، موضوعی خوشایند نیست. با این حال، این موضوعی بسیار مهم است برای هر کسی که بهراستی در پی پیروی از عیسی است. چرا؟ زیرا عیسی در خدمت خود بارها و با صداقت بیرحمانهای دربارهی واقعیت آزار و رنجی که پیروانش تجربه خواهند کرد، سخن گفت. او میخواست آنان کاملاً بدانند که پیروی از او چه بهایی دارد. در ادامه چند نمونه ذکر میشود:
متی ۱۲:۱۰ «همه به خاطر نام من از شما نفرت خواهند داشت.»
مرقس ۳۴:۸ «هر که بخواهد پیرو من شود، باید از خود بگذرد، صلیب خود را بردارد و از من پیروی کند.»
لوقا ۲۷:۱۴ «هر کس صلیب خود را بر ندارد و از من پیروی نکند، نمیتواند شاگرد من باشد.»
یوحنا ۲۰:۱۵ « مقام خدمتکار از اربابش بالاتر نیست. پس اگر مرا اذیت کردند، شما را نیز اذیت خواهند کرد و اگر به سخنان من گوش ندادند، به سخنان شما نیز گوش نخواهند داد.»
پس بهروشنی میبینیم که عیسی بارها دربارهی آزار و رنج صحبت کرد، زیرا موضوعی مهم است.
اما فقط عیسی نبود که این موضوع را مهم میدانست، بلکه رسولان نیز به این نکته اهمیت میدادند!
اعمال رسولان ۲۲:۱۴ «ما باید از سختیهای بسیار بگذریم تا وارد پادشاهی خدا شویم.»
دوم تیموتائوس ۱۲:۳ «در واقع، هر کس بخواهد زندگی خداپسندانهای را در مسیح عیسی داشته باشد، آزار خواهد دید.»
اول پطرس ۱۲:۴ «ای عزیزان، از آتشی که برای آزمایش شما در میانتان افتاده است، تعجب نکنید، چنانکه گویی امری غریب بر شما واقع شده است.»
حتی در کتاب مکاشفه نیز، یوحنا به ما میگوید که وقتی دجال به قدرت برسد، ایمانداران بهشدت بهخاطر ایمانشان رنج خواهند برد.
مکاشفه ۱۰:۱۳ «اگر کسی باید به اسارت برود، به اسارت خواهد رفت؛ و اگر کسی باید با شمشیر کشته شود، با شمشیر کشته خواهد شد.»
دلیل رنج کشیدن
نه تنها خداوند به ما میآموزد که به نوعی با رنج روبه رو خواهیم شد، بلکه دلیل آن را نیز برایمان روشن میسازد. توجه کنید که در آیه ۱۰ میفرماید: «بهخاطر عدالت آزار میبینند.» و در بخش پایانی آیه ۱۱، اشاره میکند که این رنج « بهخاطر من» است. بنابراین، «عدالت» در اینجا به معنای زندگی برای عیسی است. یعنی پیروی از دستورات او. به همین دلیل، این نوع رنج، رنجی نیست که بهخاطر گناهان خودمان باشد [اول پطرس ۱۵:۴]، و نه رنجی عمومی که همه انسانها بهخاطر زندگی در جهانی سقوط کرده تجربه میکنند [رومیان ۲۰:۸-۲۲]. نه، این رنجی خاص است که تنها بهخاطر پیروی از عیسی تحمل میشود.
وقتی برای مسیح زندگی میکنیم، دشمن خاموش نخواهد ماند. پادشاهی تاریکی حمله به شدت حمله خواهد کرد. عیسی در بخش دیگری دلیل آزار دیدن ایمانداران را اینگونه بیان میکند: یوحنا ۱۹:۳-۲۰ « ۱۹- مردم تاریکی را بیشتر از نور دوست داشتند، چون اعمال و رفتارشان بد است. ۲۰- مردم از نور آسمانی نفرت دارند، چون میخواهند در تاریکی، گناه ورزند؛ پس به نور نزدیک نمیشوند، مبادا کارهای گناهآلودشان دیده شود و به سزای اعمالشان برسند هدف نور، آشکار ساختن چیزهایی است که در تاریکی پنهاناند.»
پس وقتی مسیحیان با گفتار و سبک زندگی خود اعمال گناهآلود بیایمانان را آشکار میکنند، آنان واکنش نشان خواهند داد. آنها توهین خواهند کرد، آزار خواهند داد، و انواع تهمتهای شرارت بار را مطرح خواهند ساخت! به هر طریقی که بتوانند زندگی ایمانداران را تلخ کنند، خواهند کرد با سخنان و اعمال خود.
پاسخ به رنج و آزار
زمانی که مورد آزار قرار گرفتیم، واکنش ما چه باید باشد؟ در ابتدای آیه ۱۲، عیسی پاسخ روشنی میدهد: «شاد باشید و خوشحال شوید» [متی ۱۲:۵]. در واقع، ترجمهای دقیقتر این است: «از خوشی بالا و پایین بپرید!» با توجه به واقعیت آیندهای که در انتظار ماست، بودن با خدای تثلیث در پادشاهیای که عیسی برپا خواهد ساخت پاسخ مناسب، شادی فراوان است. در حقیقت، شادی فراوان، موضوعی متحد در سراسر عهد جدید است در ارتباط با واکنش ایمانداران به آزار و رنج.
پطرس به ایمانداران رنجدیده چنین مینویسد: اول پطرس ۱۳:۴ «بلکه شاد باشید، چون در رنجهای مسیح شریک شدهاید.» یعقوب نیز به ما میگوید: یعقوب ۲:۱ «برادران من، هرگاه با آزمایشهای گوناگون روبهرو شوید، آن را مایهی شادی کامل بدانید.»
اعمال رسولان ۴۰:۵-۴۱ به ما میگوید که وقتی رسولان بهخاطر موعظه دربارهی عیسی، توسط مقامات مذهبی «شلاق خوردند»، «با شادی از شورا بیرون آمدند، چون شایسته شمرده شدند که بهخاطر نام او رنج ببینند.» آیه بعدی میگوید که با وجود این رنج، «آنها هر روز در معبد و خانهها، تعلیم میدادند و اعلام میکردند که عیسی همان مسیح است» [اعمال ۴۲:۵]. در اعمال ۲۳:۱۶-۲۵، آمده که پولُس و سیلاس، پس از آنکه «لباس شان را از تن بیرون آوردند، با چوب زدند و بهشدت شلاق خوردند»، در زندان «در حال دعا و سرود خواندن برای خدا بودند.»
این واکنشها نشان میدهد که مسیحیان اولیه با تجربه یک یا چند رنج، ایمان خود را رها نکردند. آنها همچنان وفادار ماندند به دعوتی که برای پیروی از عیسی دریافت کرده بودند.
اما متاسفانه، واکنش ما اغلب برعکس است. گاهی حتی از شدت اندوه نمیتوانیم از رختخواب بلند شویم، فقط به این دلیل که تصور میکنیم بهای سنگینی برای وفاداری به مسیح پرداختهایم. ممکن است فقط یک توهین ساده باشد، اما ما برای روزها غصه میخوریم. چرا چنین واکنشی؟ دلایلی مانند: دلبستگی بیش از حد به دنیا، جدی نگرفتن سخنان عیسی، و وجود غرور زیاد در ما. به همین دلیل، حتی شنیدن کلمه «آزار» هم باعث ناراحتی مان میشود، چه برسد به تحمل آن.
اما بیایید به یاد داشته باشیم که تحمل آزار، به شکلی یا شکل دیگر، برای هر کسی که میخواهد در پادشاهی خدا زندگی کند، اجتنابناپذیر است [دوم تیموتائوس ۱۲:۳]. و واکنش ما در چنین شرایطی باید سرشار از شادی باشد.
بله، ممکن است اشک هم باشد و اغلب خواهد بود. اما این اشکها نباید ما را از داشتن آن شادی عمیق درونی باز دارند؛ شادمانی از اینکه بهخاطر کسی که برای ما ضربات فراوانی را متحمل شد، حالا ما نیز مورد ضربه قرار گرفتهایم. این درک باید برای ما شادیای عمیق و پایدار حتی در میانهی نالههای شدید فراهم آورد. ما، همانطور که پولس میگوید، افرادی هستیم که «غمگینیم، اما همیشه شاد» [دوم قرنتیان ۱۰:۶].
پاداش برای تحمل رنج
سؤال منطقی که ممکن است در مواجهه با این همه رنج در ذهن شکل گیرد، این است: «فایدهاش چیست؟ در نهایت چه چیزی نصیبم میشود؟ آیا واقعاً ارزشش را دارد وقتی اینهمه درد در پی دارد؟» پاسخ عیسی کاملاً روشن است: «پادشاهی آسمان از آنِ ایشان است» [متی ۱۰:۵]. من همچنین معتقدم وقتی عیسی در آیه ۱۲ میگوید: « زیرا پاداش شما در آسمان عظیم است»، دارد به همان چیزی اشاره میکند که در آیه ۱۰ فرمود.
تنها همین افراد هستند که در آینده در پادشاهی آسمان، در حضور پدر، پسر و روحالقدس، زندگی خواهند کرد و خدا را عبادت خواهند نمود. زیرا گناهانشان بهواسطه ی خون مسیح شسته شده است. این است پاداش واقعی! ایشان حقیقتاً مبارکاند [متی ۱۰:۵] بر روی ایشان تأیید و لطف خدا قرار دارد!
در واقع، از یک نظر، تمامِ خوشا به حال ها دربارهی زندگی در پادشاهی خدا هستند. توجه کنید که متی ۳:۵، جایی که عیسی اولین خوشا به حال را بیان میکند، و متی ۱۰:۵، جایی که آخرین خوشا به حال را میگوید، هر دو با عبارت «زیرا پادشاهی آسمان از آنِ ایشان است» پایان مییابند. تمام خوشا به حال ها بین این دو آیه قرار دارند، که نشاندهندهی تمرکز اصلی آنها بر زندگی در پادشاهی خداست.
و برای اینکه ما را به دنبال کردن این پاداش تشویق کند، عیسی در بخش پایانی متی ۱۲:۵ میفرماید: «زیرا همینگونه پیامبرانی را که پیش از شما بودند، آزار دادند.» بهعبارت دیگر، این همیشه الگوی مردم خدا بوده، حتی در عهد عتیق. از هابیل که توسط برادر خود، قائن، مورد آزار قرار گرفت، تا پیامبرانی که حقیقت خدا را بیان میکردند. همه رنج دیدند.
پس عیسی میفرماید: «شما در این راه تنها نیستید، و این رنج نیز چیز جدیدی نیست. این همیشه مسیر مردمان خدا بوده است، رنج کشیدن بهخاطر پیروی از خدا. اما پاداشش ارزشش را دارد زیستن با خدای تثلیث تا به ابد. همین دلیل بهتنهایی باید شادی عظیمی را حتی در میانهی رنجهای شدید در ما ایجاد کند.»
افکار پایانی
به یاد داشته باشیم: تعالیم عیسی در کل موعظهی سر کوه، از جمله این خوشا به حال ها، مانند آینهای است برای همهی کسانی که ادعای مسیحی بودن دارند. بله، ما نمیتوانیم هیچیک از این دستورات را بهطور کامل انجام دهیم. تنها کسی که این کار را کرد، خود عیسی بود! ما تنها بهخاطر کار او، در برابر خدا درست شمرده شدهایم!
با این حال، از آنجایی که ما به واسطه ایمان با عیسی متحد شدهایم، روحالقدس در درون ما ساکن است. کار او این است که ما را بهطور مستمر شبیه تر به عیسی کند. بنابراین، این ویژگیها باید در زندگی ما دیده شود. و هر جا که این نوع پارسایی واقعی دیده شود، آزار و اذیت هم خواهد بود. چه در خانه، محل کار، مدرسه، دانشگاه یا روابط اجتماعی، بهخاطر پیروی از عیسی با طرد شدن مواجه خواهیم شد. اما این دلیلی برای شادی فراوان است، چون نشان میدهد که واقعاً پیرو عیسی هستیم.
بسیاری از کسانی که خود را مسیحی مینامند، هیچ آزار و اذیتی را تجربه نمیکنند، چون پارسایی زیادی در زندگیشان دیده نمیشود. در بهترین حالت، فقط یک پارسایی خودساخته است. اما این پارسایی حقیقی کتابمقدسی نیست، آن پارساییای که عیسی دربارهاش صحبت میکند یعنی زندگی درست و مطیع که از اتحاد با او سرچشمه میگیرد. عیسی در پایان موعظهاش خطاب به چنین افرادی این سخنان هشداردهنده را فرمود: «نه هر که مرا خداوندا، خداوندا گوید، به پادشاهی آسمان داخل شود، بلکه آنکه اراده پدر مرا که در آسمان است، بهجا آورد» [متی ۲۱:۷]. و ارادهی پدر این است که فقط کسانی که سبک زندگی خوشا به حالها را دارند، وارد پادشاهی او میشوند.
به بیان دیگر، طبق سخنان عیسی در این خوشابه حالها، فقط کسانی که فروتن در روح هستند، برای گناهان خود ماتم میگیرند، فروتناند، گرسنه و تشنهی پارساییاند، رحم میکنند، درون شان پاک است و کسانی که حاضرند بهخاطر ایمان آزار ببینند. تنها این افراد وارد پادشاهی آسمان خواهند شد. پس اگر هرگز واقعاً به سوی عیسی برای بخشش گناهان بازنگشتهاید، لطفاً درنگ نکنید. از گناهان خود برگردید و بخششی را که او عرضه کرده بپذیرید. تنها در این صورت است که قدرت زیستن با این سبک زندگی را خواهید داشت از جمله توانایی رنج کشیدن برای او.
اصل مطلب این است: رنج کشیدن برای ایمان، سرنوشت هر مسیحی حقیقی است. عیسی رنج کشید. مؤمنان در عهد عتیق و عهد جدید رنج کشیدند. چگونه میتواند برای ما متفاوت باشد؟ اغلب، ما فکر میکنیم آزار دیدن نشانهی نارضایتی خدا از ماست. به همین دلیل است که پیام «انجیل کامیابی» این قدر محبوب شده است.
اما پولس رسول چیز کاملاً متفاوتی میگوید. او در فیلیپیان ۲۹:۱ به ما یادآور میشود: «زیرا به شما داده شده است که نهتنها به مسیح ایمان بیاورید، بلکه برای او نیز رنج بکشید.» واژهی «داده شده»، همان واژهای است که واژهی «فیض» از آن گرفته شده است. معنایی چون «هدیه» دارد. ایمان به مسیح (بخش اول آیه) و رنج کشیدن برای مسیح (بخش دوم) هر دو «هدیه»هایی هستند که خدا به واسطهی فیضش به ما داده است. چگونه میتوانیم برای یکی شکرگزار باشیم و برای دیگری نه؟ این یک امتیاز است که نهتنها به مسیح ایمان آوریم، بلکه برای او نیز رنج ببریم.
پس، بهجای تلافیجویی هنگام مواجهه با توهین و طرد شدن، بیایید از سرورمان پیروی کنیم. همانطور که کلام میگوید: «وقتی ناسزا میشنید، پاسخ نمیداد؛ وقتی رنج میکشید، تهدید نمیکرد، بلکه خود را به داوری سپرد که عادلانه داوری میکند» [اول پطرس ۲۳:۲].
ای خوانندهی عزیز، وقتی زندگی این جهانی پایان یابد و در حضور عیسی قرار بگیریم، خواهیم دید که هر چه برای او کشیدیم حتی اگر به مرگ انجامید در برابر آنچه او برای ما کشید، ناچیز بوده است. او حضور پدر و تمام شکوه آسمان را ترک کرد و به زمین آمد. رنجی وصف ناپذیر را متحمل شد و نهایتاً بر صلیب رفت تا آن مرگ ننگینی را که ما سزاوارش بودیم، تجربه کند. او خشم پدر را بهخاطر گناهان ما بر دوش گرفت. پس، چگونه میتوانیم رنج کشیدن برای او را امتیازی ندانیم؟
پس بیایید بر طرد شدنها و توهینهایی که تجربه میکنیم تأمل کنیم و از خود بپرسیم: «آیا بهخاطر زندگی برای عیسی است که رنج میبرم؟ یا نتیجهی گناهان خودم است؟» اگر دلیلش اولی است، بیایید شادمان و خوشحال باشیم و به پایداری ادامه دهیم، زیرا در نهایت پاداش آن ارزشش را خواهد داشت. اما اگر دومی است، بیایید گناهان خود را نزد خدا اعتراف کنیم، توبه نماییم و از او بخواهیم که کمکمان کند تا بر این تمایلات غلبه کنیم.
نه ذخیرهای، نه عقبنشینی، نه پشیمانی
ویلیام بوردن در سال ۱۹۰۴ از دبیرستان در شیکاگو فارغالتحصیل شد. او وارث املاک لبنیات بوردن بود. برای جشن فارغالتحصیلی، هدیهای نادر دریافت کرد: سفری به دور دنیا. اما هیچکس نمیدانست این سفر چه تاثیری بر او خواهد گذاشت.
در طول این سفر، بوردن بار سنگینی برای نیازمندان و کسانی که به مسیح نیاز داشتند، احساس کرد. او علاقه خود را اینگونه نوشت که: میخواهد زندگیاش را وقف خدمت به مسیح بهعنوان مبلغ کند. با وجود ناباوری دوستان و خانواده، دو کلمه را در پشت کتابمقدسش نوشت: «نه به ذخیره کردن »
او به آمریکا بازگشت و در دانشگاه ییل ثبتنام کرد. دانشجویی نمونه بود. اما زندگی دانشگاهی نه تنها آتش اشتیاق او را خاموش نکرد، بلکه شعله ورتر کرد. یک گروه مطالعهی کتابمقدس تشکیل داد که در پایان سال اول، ۱۵۰ نفر هر هفته برای مطالعه و دعا دور هم جمع میشدند. تا زمان فارغالتحصیلی، هزار نفر از سیزده صد دانشجوی ییل در گروههای شاگردسازی شرکت داشتند.
اما او فقط برای نخبگان ییل خدمت نکرد. دلش برای نیازمندان نیز میتپید. او «مأموریت امید ییل» (Yale Hope Mission) را بنیان نهاد و در خیابانهای نیوهون خدمت میکرد. با یتیمان، بیوهزنان، بیخانمانها و گرسنگان همدلی مینمود و به آنان امید و پناه میداد.
بازدیدکنندهای از خارج از کشور، وقتی از او پرسیدند که در آمریکا چه چیزی بیش از همه بر او تأثیر گذاشته، گفت:
«دیدن آن میلیونر جوان که زانو زده، بازویش را به دور یک ولگرد انداخته بود در مأموریت امید ییل.»
وقتی ییل فارغالتحصیل شد، پیشنهادات شغلی پر منفعتی به او داده شد. اما برخلاف انتظار خانواده و دوستان، همه را رد کرد. او دو کلمهی دیگر در پشت کتابمقدسش نوشت: «نه به عقبنشینی»
او وارد مدرسه ی الهیات پرینستون شد و پس از فارغالتحصیلی، عازم چین گردید تا در میان مسلمانان خدمت کند. اما در مسیر، برای یادگیری زبان عربی در مصر توقف کرد. در آنجا به مننژیت نخاعی مبتلا شد و فقط یک ماه دیگر زنده ماند.
در سن بیستوپنجسالگی، ویلیام بوردن درگذشت. او همه چیز را بهخاطر شناخت مسیح و شناساندن او «زیان» شمرد. او حاضر نشد زندگی بیثمری را که از اجدادش به ارث رسیده بود، دنبال کند، بلکه زندگیای سراسر وقف جلال نجاتدهندهاش را پیش گرفت. وقتی کتابمقدس او پس از مرگش یافت شد، در پشت آن این سه جمله نوشته شده بود: «نه به ذخیره کردن، نه به عقبنشینی، نه به پشیمانی»
کسانی که بهای نجات خود را میدانند، میدانند که زندگی برای کسی که جانشان را خریده است، زندگیای بدون پشیمانی است. ویلیام بوردن تصمیم گرفت با آن کسی همراه شود که جانش را برای او داد. شما چطور؟
